سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

گــر تــو بیایـی غــم از دل بـرود

با آشنایان پرواز

 

 

 

 

سلامتان باد ای آفتاب های غروب ناپذیر مشرق ایمان...

ای رود های زلال جاری به اقیانوس بیکرانه ی جانان...کجایید از خاک رستگان وقفس شکستگان مهاجر....ماییم وحسرت ماندن وچشمی که ستاره ی دنباله داروجودتان را دردمند وسوگوار تا نا کجای آسمان پی میگیرد...

ای ابرهای ارغوانی که برکشتزار جهان باریدند تا خشکسالی دامن نگسترد وباغ سبز خدا نپژمرد. ای نسیم های رهگذر که در گوش غنچه ها شیوه ی شیرین شکفتن سرودید وباغ در باغ پژواک صدایتان دانه های خفته ونهفته در خاک را به بیداری ورویش مهمان کرد.

ما در تاریکزار خویش مانده ایم....به ترنمی ،به نغمه ای،به نجوایی خوابمان بر آشوبید... تا زندان ستبر خاک بشکنیم وخورشید را سلام دهیم وسمت سبز رویش را سلوک کنیم.

ای خط قدم هایتان بر جاده های دور وبی عبور پیدا!ما نیز شیفته ی رفتنیم اما زنجیرهای گران دست وپایمان را بسته است....

شماکه شیوه ی زنجیرگسلی می دانید رخوت انگشتمان را توانی بخشید تا رشته ها وغل ها بشکنیم وشکوه رهایی را ادراک کنیم.

کجایید ای سبک روحان عاشق  *** پرنده تر زمرغان هواییکجایید  کجا؟

ای شهیدان یاریمان کنید ! ما در نا کجای خویش مانده ایم...

آنجا که زیباترین ورفیع ترین جای دنیاست، شمایید.دستمان بگیرید تا از این فرو دست پست وزبون گامی فراتر نهیم.دستمان بگیرید گه گرمای دستتان را سخت محتاجیم.

ما پرواز را گم کرده ایم. ای آشنایان پرواز دست هایتان را منتظریم...

پ.ن:آرزوی پریدن فقط میخواهد سعادت...کاشکی که قسمت بشه...

محمد رضا سنگری

 


+ نوشته شده در دوشنبه 92/7/8 ساعت 11:35 عصر توسط مهدیه نظرات ()