سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.

گــر تــو بیایـی غــم از دل بـرود

حلال بفرمایید....

 

 

 

 

 

ان شاءالله راهی سفر کربلای معلٌی ونجف اشرف هستم...... 

  . 

حلال بفرمایید... 

. 

نائب الزیاره ودعا گوی دوستان خواهم بود...

.

.


+ نوشته شده در یکشنبه 93/11/5 ساعت 1:48 عصر توسط مهدیه نظرات ()


آقا فقط یک نگاه......

 

 

 

 

محرم که تمام میشود  ...


تازه میفهمیم که فراق بهشت با آدم چه کرد؟

.


اللهم ارزقنا فی الدنیا زیاره الحسین علیه السلام و فی الاخره شفاعته

 


+ نوشته شده در پنج شنبه 93/10/4 ساعت 2:1 عصر توسط مهدیه


إنا لله وإنا إلیه راجعون

 

 

 

 

 

 

 

این روزها دلتنگ تر از همیشه ام  ...


دلتنگم برای آنها که نیستند اما 


هنوز حضور دارند... 


آنهایی که رفته اند و 


جایشان سخت خالیست  ... 

.

اولین سالگرد فوت مادر همسر عزیزمه...


مادری مهربان و دلسوز...و مادرِشهیدی والامقام....


که من خیلی سعادت نداشتم درخدمتشون باشم.....


برای شادی روح این مادر شهید بزرگوار صلوات.....

 


+ نوشته شده در جمعه 93/7/4 ساعت 1:35 عصر توسط مهدیه نظرات ()


فتوپست:)

 



سلام دوستان

بعداز مدت ها با یه پست پراز عکسهای قشنگ اومدم امیدوارم خوشتون بیاد:)

این رزهای قشنگ رو که میبینید از شهر زیبای قمصر گرفتم

اینجاهم ظاهراً مخروبه ای بود تو قمصر:)

اینجاهم که باغ گل هست تو نیاسر درحال چیدن گل برای گلاب گیری:)

.

اینجاهم که مشخصه آبشاره نیاسر هست:)

.

اشتباه نکنید این ماهی ها تو آبشار نبود :دی یه جای دیگه بود تو قمصر:)

گیلاس نارس:)

اینم یه بنده خدایی بود:)

انگور نارس:)

اینجاهم وشنوه هست یه جای خوش آب و هوا نزدیک به قم:)

.

گردوی نارس:) هرچی میوه بود نارس بود:دی

قاصدک

ایده ی جالب وشنوه ای ها برای جلوگیری از قطع درختان

 

حرم امام مهربانی ها

زمان گرفتن عکسها اردبهشت 93 بوده تازه تازه:)

 

 


+ نوشته شده در چهارشنبه 93/3/28 ساعت 10:33 صبح توسط مهدیه نظرات ()


غفلت از یار

 

 

 

 

 

کجاست هم سخنی تا به شرح عرضه دهم/که دل چه میکشد از روزگار هجرانش

همه جا تاریک ،خنده بر لبها خشکیده،شادی ها همه مصنوعی شده...

چنان غرق در نفسانیت شده ایم که عمق فاجعه ،عمق مصیبت را حس نمیکنیم....

کجاست چشم حقیقت بینی که این بلای عظیم را درک کند ؟

کجاست چشمی که در حسرت دیدار سیمای ملکوتیش بگرید ؟

کدام قلب است که در غم غربت او بسوزد ؟

کجاست گوشی که منتظر شنیدن ندای ملکوتیش باشد ؟

وکجاست دستی که او را یاری کند و به فکر بیفتد که دیگر بس است...

تا کــی میخواهیم امام خود را در پس پـرده ی غیبت بنشانیم ؟؟؟

آیا وقت آن نرسیده است که لغزش ها و خطا ها را برای همیشه زیر پا بگذاریم و با پاک کردن روح خود از صفات رذلیه،با دورشدن از زشتی ها، با قلبی سالم و کرداری درست و اندیشه ای پاک زمینه را برای ظهورش فراهم کنیم؟ 

آری خییلی غافلیم از امام مهربانی که هر روز و شب ندای بازگشت برایمان سر میدهد...تـا کی...تا کی.....

بار الها ! توفیق بندگی  و دوری از گناه و نیت پاک . شناخت حرام را به ما عطا فرما ، و با هدایت و استقامت در راهت گرامیمان بدار .وما را جزء منتظران واقعی قرار بده.

مجله خورشید مکه

عکس از خودم:)

 


+ نوشته شده در چهارشنبه 93/3/21 ساعت 5:26 عصر توسط مهدیه نظرات ()


سبکبالان

 

 

 

 

سلام بر شما ای بزرگ مردان...

سلام بر شما ای جوانمردان...سلام برشما ای سبکبالان...

سلام برشهدا،شهدایـی که در 8سال دفاع مقدس ستارگان درخشان این مرزو بـوم بودند  …

سلام و درود برشما باد هنگامی که خانه و کاشانه خودرا ترک کردید و برای دفاع از ارزشها، دین، ناموس، روانه  جبهه ها شدید...

سلام بر شما باد ای مردان خدایی...

دلم میخواهد تا ابد به شما سلام بگویم...

وبگویم من هم بسیجی ام اما نه مثل شما  …

من هم دلم میخواست آن روزها بودم...

ای بچه های آسمانی کاش من هم بودم آن زمان هاکه شاید مثل شما ها میشدم...

ساده، پاک ،نجیب...

اما......

امروز من به شما افتخار میکنم...

چون امروز روزی است که در پناه خدا و شماست که شب ها آسوده میخوابم....

و از فرداها نمیترسم....

از دلیری های شما مردان بزرگ است که من و امثالمن...

آسوده درس میخوانیم و به فرداها امیدواریم....

من ایرانی ام و میدانم ایران کجاست...

ایرانی که با خون شما جوانمردان گلگون شده است...

ای سنگر سازان بی سنگر...

حالا ما به یاد شما راه هایی،پل هایی،سدهایی ساخته ایم...

ای آسمانی ها یاریمان کنید تا ایرانی همیشه اسلامی داشته باشیم...

و مارا ببخشید که آن زمان ها با شما نبودیم چون از جنس شما نبودیم ... 

پ.ن:این متن تاثیر گرفته ازنوشته ی بودکه خوندم اسم اون نوشته:تشنگی از جنس عطش حسین(علیه السّلام)

 

یا الله یا رحمنُ و یا رحیم ، یا مُقَلِب القلوب ، ثَبِت قَلبی عَلی دینِک   . . .

 


+ نوشته شده در چهارشنبه 92/11/16 ساعت 8:8 عصر توسط مهدیه


یکی هست که....

 

 

 

 

 

گاهی وقتی که حس میکنی به آخر خط رسیدی...گیر کردی...افسرده ای...تو این موقع ها چیکار باید کرد؟

 گریـــه و زاری؟

عصبانی شد؟

حبس کردن خودتون؟

نـــــــــه!

حتی با اِحساس

غـــم...

حـماقت...

تـنهایی...

گنــاه...

تــرس...

حقارت...

یــادت باشه...

یــکی

اون بــالا

همیشـــه مراقبت هست

بــه نـظر او

تـــــو  …

درخشنده ای …

بزرگــی...

خیلی استثنایی هستی

و دوســت داره...

و او درقلبتو میزنه و میخواد وارد زندگیت بشه...

با تکرار این دعا به قلبتان دعوتش کنید...

خداوندا خواهش میکنم تمام خطاهایم را ببخش و بر قلب من وارد شو...

*******

خدای خوبی داریم...

آنقدرخوب که با هر مقدار بار گناه ،اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز مهربانانه مارا می بخشد،

آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان میگذارد...

آری خدای خوبی داریم خدایی که مشتاقانه مارا مینگرد...

با چنین خدای مهربانی،ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد...

 


+ نوشته شده در جمعه 92/10/27 ساعت 2:42 عصر توسط مهدیه نظرات ()


فتو پست...............

 

 

 

 

 

بعد از مدت ها با چند تا عکس اومدم:)

خودم که فکر میکنم این سری عکس ها به قشنگی عکس های قبلیم نیستنکته بین

به هرحال امیدوارم خوشتون بیاد:)

اینجا یه کوچه باغ بود یه جای خیلی قشنگ:)

این عکس رو از هم وطن خوب بروجردی گرفتم این پیرمرده از قوم لر بود وقتی دید 

من دارم ازش عکس میگیرم گفت چیه هِ گرو گرو عکس ایگیری:دی منظورش این بود که چیه هی تند تند عکس میگیری:)

 رودخانه ی دز

این عکس رو هم از سنجاقکی که نشسته بود رو شاخه گرفتم باغ خواهر شوهر:)

اینا قارچ سمیه  تو یکی از پارک های بروجرد بود گرفتم:)


+ نوشته شده در جمعه 92/9/1 ساعت 3:13 عصر توسط مهدیه


رسم عاشقی مان بیاموز

 

 

رسم عاشقی مان بیاموز ای که خورشید منظومه عاشقانی...

ای تکلم فصیح صبح،گل ها وقت شکفتن از تو می گویند...صبح به شوق تماشای تو چشم می گشاید...سپیده به سر کشی گلوی سپید اصغر تو می آید و آسمان به جست و جوی تو کمر خم کرده است...ما را راه شکفتن بیاموز،رسم تماشا نشان بده...

ای گم شده ی همه ی تشنه کامان!ای گوهر عزیزی که شناگران،هفت دریای عشق را به شوق یافتن تو می کاوند...ای نام تو کلید همه کشف ها،بهانه ی همه ی شهودها...مارا به کشف روشنای خویش برسان...ما در تاریکی خویش مانده ایم...

ای سر بلند...نیزاران نام تو را سرود کرده اند...دشت های تشنه،مجنون تلاوت نام تو اند...تشت ها شرمسار چهره ی خاکستر گرفته ی تو اند...و تنورها یاد تو را خاکستر بر سر می کنند...

ای آبروی همه ی آب ها، ای تکیه گاه همه ی نخل ها...بی تو آب ها سمت دریا گم می کنند...و نخل ها در عطش بی پایان می سوزند...

مار را به خیمه ی خویش بخوان...نه! چراغ را خاموش مکن...ما زا تاریکی می ترسیم....تاریکی بهانه ی گریز است...تکیه گاه ترس... فرصت بی شرمی و گستاخی رفتن...نه!چراغ را خاموش مکن...

نام تو کدام لب را به ترنم نمی گشاید؟یاد تو کدام جان را شعله ور نمی کند؟ای کلید همه ی زمزمه های آسمانی!کلید نام و یادت را از لب هایمان مگیر....

محمد رضا سنگری

 


+ نوشته شده در سه شنبه 92/8/14 ساعت 10:11 عصر توسط مهدیه نظرات ()


با آشنایان پرواز

 

 

 

 

سلامتان باد ای آفتاب های غروب ناپذیر مشرق ایمان...

ای رود های زلال جاری به اقیانوس بیکرانه ی جانان...کجایید از خاک رستگان وقفس شکستگان مهاجر....ماییم وحسرت ماندن وچشمی که ستاره ی دنباله داروجودتان را دردمند وسوگوار تا نا کجای آسمان پی میگیرد...

ای ابرهای ارغوانی که برکشتزار جهان باریدند تا خشکسالی دامن نگسترد وباغ سبز خدا نپژمرد. ای نسیم های رهگذر که در گوش غنچه ها شیوه ی شیرین شکفتن سرودید وباغ در باغ پژواک صدایتان دانه های خفته ونهفته در خاک را به بیداری ورویش مهمان کرد.

ما در تاریکزار خویش مانده ایم....به ترنمی ،به نغمه ای،به نجوایی خوابمان بر آشوبید... تا زندان ستبر خاک بشکنیم وخورشید را سلام دهیم وسمت سبز رویش را سلوک کنیم.

ای خط قدم هایتان بر جاده های دور وبی عبور پیدا!ما نیز شیفته ی رفتنیم اما زنجیرهای گران دست وپایمان را بسته است....

شماکه شیوه ی زنجیرگسلی می دانید رخوت انگشتمان را توانی بخشید تا رشته ها وغل ها بشکنیم وشکوه رهایی را ادراک کنیم.

کجایید ای سبک روحان عاشق  *** پرنده تر زمرغان هواییکجایید  کجا؟

ای شهیدان یاریمان کنید ! ما در نا کجای خویش مانده ایم...

آنجا که زیباترین ورفیع ترین جای دنیاست، شمایید.دستمان بگیرید تا از این فرو دست پست وزبون گامی فراتر نهیم.دستمان بگیرید گه گرمای دستتان را سخت محتاجیم.

ما پرواز را گم کرده ایم. ای آشنایان پرواز دست هایتان را منتظریم...

پ.ن:آرزوی پریدن فقط میخواهد سعادت...کاشکی که قسمت بشه...

محمد رضا سنگری

 


+ نوشته شده در دوشنبه 92/7/8 ساعت 11:35 عصر توسط مهدیه نظرات ()