پيام
+
سر تا پاي خودم را که خلاصه ميکنم ميشوم قد يک کف دست خاک......يک کف دست خاک ممکن است هيچ وقت هيچ اسمي نداشته باشد و تا هميشه خاک باقي بماند...*فقط خاک*...
اما حالا يک کف دست خاک وجود دارد که خدا به او اجازه داده نفس بکشد...ببيند...بشنود....بفهمد....جان داشته باشد....
*واي خداي بزرگ...من چقدر خوشبختم من همان خاک انتخاب شده هستم*....

مهديه...
91/9/21
مهديه...
همان خاکي که با بقيه ي خاک ها فرق مي کند...من آن خاکي هستم که خدا از نفسش در آن دميده...من آن خاک قيمتي ام که مي خواهم تغيير کنم......انتخاب کنم.......*واي برمن اگر همانطور خاک باقي بمانم*......
*زهرا.م
خيلي خيلي اين متنو دوست دارم...از عرفان نظر آهاري
خليل سعيدي
بله . واقعا جالب بود.. ممنونم. *واي بر من اگر همان خاک باقي بمانم.*
مهديه...
ممنونم زهرا جان نميدونستم از کي هست تو يه مجله ي قديمي ديدم:)خواهش ميکنم جناب سعيدي.